خرید بک لینک
پند و حکمت

صاحب دلی روزی به پسرش گفت :

برویم زیر درخت صنوبری بنشینیم. پسر به همراه پدر راهی شد. پدر دست در جیب کرد و مقداری سکه طلا از جیب خود بیرون آورد و بر زمین نهاد. گفت:

پسرم! می خواهی نصیحتی به تو دهم که عمری تو را کار آید؟ یا این سکه ها را بدهم که رفع مشکلی اساسی از زندگی خود بکنی؟

پسر فکری کرد و گفت: پدرم! بر من پند را بیاموز. سکه ها را نمی خواهم، سکه برای رفع یک مشکل است، ولی پند برای رفع مشکلاتی برای تمام عمر.

پدرش گفت: سکه ها را بردار.

پسر پرسید: پندی ندادی؟

پدر گفت: وقتی تو طالب پندی و سکه را گذاشتی و پند را بر داشتی، یعنی می دانی سکه ها را کجا هزینه کنی و این بزرگ ترین پند من برای تو بود.

پسرم !بدان خدا نیز چنین است، اگر مال دنیا را رها کنی و دنبال پند و حکمت باشی، دنیا خودش به تو رو می کند. ولی اگر دنیا را بگیری یقین کن ، علم و حکمت از تو گریزان خواهد شد.

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:20

صفحه بندی