پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۱ - 15:57 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
1 های ظریف
مورد داشتیم
حیف نون خواسته شیشه نوشابه رو بزاره تو یخچال دیده جا نمیشه...
یه کم ازش خورده دوباره امتحان کرده...
میگن یخچاله سوخته از خنده
********************
بچه بودم بابام عموم رو فرستاد دنبالم که دیگه نرم اتاری بازی کنم، فرداش بابام منو فرستاد عموم رو برگردونم
********************
یه سری عموم زنگ زد، گفت: مهندس، کجایی؟! بیا سر ساختمون به مشکل برخوردیم!
سریع رفتم گفتم: جانم عمو، نقشه مورد داره؟
گفت: نه، کارگرمون نیومده امروز
*****************
یکی از ضایع ترین تعارفات ما اینه که میگن مرحوم عمرش را داد به شما
برچسب:
نویسنده: حدیث افشاری